مهفابلاگ

از هر دری سخنی

مهفابلاگ

از هر دری سخنی

شنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ۰۴:۲۹ ب.ظ

اقتصاد رفتاری چیست؟

اقتصاد رفتاری

نویسنده: کالین کمرر

مترجمان: حامد بهشتی، محمدصادق الحسینی

روزنامه سرمایه/ شماره 779

اقتصاد رفتاری( Behavioral Economics ) یکی از شاخه های جدی و نسبتا جدید در دانش اقتصادی است که هدفش بیشتر ارتقا دانش اقتصادی و نزدیک تر کردن مدل های اقتصادی با واقعیات بیرونی عنوان می شود. این شاخه از علم اقتصاد که امروزه در دنیا طرفداران نسبتا زیادی هم پیدا کرده است، در ایران به نحو تغییر شکل یافته و نادرستی معرفی شده است. بطوری که استنباط ها و ادراکات اشتباه و عجیب و غریبی از این شاخه از علم اقتصاد در میان جامعه اقتصاددانان رایج است. از این روی اقدام به برگردان فارسی این مقاله مهم و اساسی از یکی از سرآمدان این مکتب فکری نمودیم. این مقاله اولین مقاله مهم و جدی است که از سرآمدان این شاخه از علم اقتصاد به فارسی ترجمه می شود.

نویسنده مقاله پرفسور کالین کمرر( Colin Camerer ) مدرک دکتری خود را در سن بیست و دو سالگی از دانشگاه شیکاگو دریافت کرد و در همان سال هم مشغول به تدریس در آن دانشگاه شد بطوری که از وی به عنوان یکی از جوان ترین مدرسان دانشگاه شیکاگو نام برده می شود. ایشان سپس به دانشگاه وارتون نقل مکان کرده و هم اکنون در سن 49 سالگی در موسسه تکنولوژی کالیفرنیا( Caltech ) مشغول تدریس است. از وی به عنوان یکی از مهمترین اقتصاددانان رفتاری در قید حیات نام برده می شود.

اقتصاد رفتاری، فروض سفت و سخت عقلانیت که در مدل سازی اقتصادی استفاده می شود را با فروضی که سازگار با درک روانشناختی هستند، و در حالی که ادعا و تاکید بر ساختار ریاضی و توضیح رخدادهای طبیعی دارند، جایگزین می کند. البته برای چندین دهه، دانشمندان علوم اجتماعی مدل های اقتصادی را بدلیل فرض عقلانیت و خردپذیر ی زیاد مورد انتقاد قرار داده اند و اقتصاددانان نیز از این مدل ها به عنوان یک تقریب مفید و خوب هماره دفاع کرده اند.

در اقتصاد رفتاری ما به بکارگیری فرض های واقع بینانه ای که باعث تقریب بهتر می شود، اعتقاد داریم. تنها سوال جالب این است که چگونه روانشناسی را با اقتصاد ترکیب کنیم. هربرت سیمون که در دهه 1950 بحث عقلانیت کر ان دار( bounded rationality ) را مطرح کرد، نشان داد نظریه افراد در اقتصاد باید به نظریه های روانشناختی اداراکی، که الگوریتم ها یا مکانیسم های جزء به جزء شده ای را بوسیله نوع تصمیم اتخاذ شده، تعیین می کنند، تشبیه شود. اقتصاددانان هرگز چنین پیشنهادی را الگوی خود قرار ندادند. شاید به این دلیل که نظریه سیمون درست در هنگامی ارایه شد که اقتصاددانان در حال پیدا کردن راه هایی برای توصیف کردن تصمیمات اقتصادی و تعادل ها در قالب ریاضیاتی زیبا و ساده شده بودند. این قالب های زیبا و ساده شده ریاضی، عملا جایی برای نظریه آشفته و سختی تری همانند نظریه روانشاختی ادراکی باقی نگذاشت.

به درستی ادبیات رایج اقتصادی قبل از دهه 1930، همانند آدام اسمیت، کینز، مارشال، فیشر و دیگران سرشار از مفاهیم روانشناختی است، که با تبدیل آنها به مفاهیم ریاضی ساده شده توسط اقتصاددانان بعدی که سعی می کردند به گونه ای زیبا این مفاهیم را در کنار یکدیگر مرتب سازند، اساس و محتوای بحث ها می رود که به دست فراموشی سپرده شود. به عنوان مثال اسمیت که در اقتصاد، تنها با ثروت ملل کتاب شهره است. هر چند که در کتاب خود بیان می کند: مردم نان شب خود را نه از سر خیرخواهی قصاب، آبجوساز و یا نانوا ، بلکه به دلیل منفعت طلب بودن آنها بدست می آورند.اما وی در یکی آخرین  از کتاب های خودبا عنوان نظریه احساسات اخلاقی در مورد جنبه هایی از اخلاق شخصی که طی آن مردم نگران دیگران نیز هستند نوشته بود، ولی چرا این کتاب او واقعا ناشناخته است، اما اولین کتاب وی یعنی ثروت ملل تا به این اندازه شهرت دارد.

شاید بدلیل تلاش برای اثبات اینکه معیار بهینه پارتو در تعادل رقابتی، با این فرض که مطلوبیت افراد تنها به نصیب و بهره خودشان بستگی دارد، بسیار ساده شده است. با اثبات این ادعا شاید وقت آن رسیده باشد که بپرسم چگونه تحلیل های اقتصادی، با ترکیب بینش ها روی احساسات اخلاقی در کتاب اسمیت متحول شده است.

در دهه 1970، متخصصان روانشناسی، شروع به مطالعه در مورد تصمیم گیری اقتصادی افراد و قضاوت در مورد آن کردند. این مطالعات، روش متفاوتی از روش سیمون را پیشنهاد کردند. آنها از روش بیشینه سازی مطلوبیت انتظاری و قواعد احتمال بیزین به عنوان معیارهای داوری استفاده کردند و در نهایت انطباق با این معیارها و یا انحراف از آنها را به عنوان یک راه برای استدلال و فرضیه سازی در مورد مکانیسم های شناخت به کار بردند.

کارهای مهم روانشناسی این دسته بندی بوسیله وارد ادوارد ( Ward Edwards)در دهه 1950 و بعد از آن و توسط دانیل کاهنمن( Daniel Kahneman)، آموس تورسکی( Amos Tversky )، فیش هاف(Fisch Hoff)، پاول اسلویک( Paul slovic)، و دیگران انجام شد. از آنجایی که نتایج این تحقیقات، بیشتر بر پایه اصول و ساختارهای روانشناسی بود توانست در قالب عبارات مرسوم ساده ای بیان شود. این طبقه بندی های روانشناسی، راهی را برای مدل سازی عقلانیت کران دار ارائه کرد که نسبت به انحرافات افراطی که سیمون در ذهن داشت، بیشتر بر استانداردهای اقتصادی منطبق بود. بیشتر مفاهیم اقتصاد رفتاری ، از ترکیب کارهای این دسته از افراد که نسبت به امثال سیمون دیدگاه متعادل تری دارند، بدست آمده است.

یک مثال خوب برای اینکه چگونه روانشناسی ادراکی بینش های اقتصادی را بهبود می بخشدنظریه چشم انداز است که کاهنمن و تورسکی به عنوان یک نظریه جایگزین برای نظریه مطلبوبیت انتظاری پیشنهاد کردند.

قاعده کل در نظریه چشم انداز این است که مردم خود را با احساس لذت و خوشی منطبق می کنند و بنابراین مطلوبیت ها بوسیله فواید و مضرات برخی نقاط مبنا و در رده بالاتر، توسط کل ثروت شخص تعیین می شود. مطالعات بسیاری اشاره کرده اند که واکنش در قبال سود و ضرر از دو جهت متفاوت است: ضررها، دو برابر بیشتر از فواید هم مقیاس خود، مورد تنفر هستند(بیزاری از زیان) مردم اغلب در حوزه مضرات، یعنی در جایی که می توانند سر بسر شوند(دسترسی به نقطه مبنا)به دنبال ریسک می گردند، ، در حالیکه از ریسک کردن در حوزه فواید (اثر انعکاسی) اجتناب میکنند.

علاوه بر این در نظریه مطلوبیت انتظاری، گرایشات به سمت ریسک تنها بوسیله انحنای تابع مطلوبیت بیان می شود. در نظریه چشم انداز و نظریه های مختلف دیگر گرایشات به سمت ریسک، همچنین بوسیله توزین غیرخطی احتمالات، تحت تاثیر قرار می گیرند. به عنوان مثال، یک فرد، حتی اگر تابع مطلوبیت او برای بازدهی پول مقعر باشد، چنانچه وزن بیش از حدی به شانس کوچک برد خود بدهد، می تواند(عقلایی و توجیه پذیر است) که یک بلیط بخت آزمایی بخرد. بدرستی این فرض که به احتمالات کوچک وزن بسیار زیاد داده می شود (که تجربیات زیادی آنرا حمایت می کنند) می تواند توضیح دهد که چرا مردم با مطلوبیت مقعر برای منافع، دوستدار بلیط های بخت آزمایی بسیار نامتقارن، با شانس بسیار کم برای برد هستند و همچنین توضیح می دهد که چرا مردمی که روی زیان ها شرط بندی می کنند، به دنبال خرید بیمه برای مقابله با شانس کوچک زیان های سنگین هستند.

توجه به این نکته بسیار مهم است که نظریه چشم انداز، یک حالت خاص( ad hoc ) از نظریه ای استاندارد که برای سنجش یک سری داده های تجربی محدود طراحی شده باشد، نیست. توزین غیرخطی احتمالات و حساسیت افتراقی منافع و مضرات و بازتاب تفکر تماماً می توانند توسط اصول و قواعد کلی روانشناسی که سطح وسیعی از رفتار های جامعه بشری را دربرمی گیرد، هم تراز شوند. به عنوان مثال، وزن های غیرخطی، در جایی که مردم قادر به تمایز بین احتمالات نباشند، به طور کامل نتیجه بخش است.(در یک قرعه کشی، حرکت از احتمال برنده شدن صفر به1، جهش بزرگتری 0/0001 نسبت به حرکت از 0/0001 به 0/0002 جهش بزرگتری به نظر می آید) همانطور که می دانیم، مطلوبیت انتظاری( با توجه به کارایی) فرض می کند که مردم، در سرتاسر فاصله میان غیرممکن تا اطمینان صددرصد، به صورت مساوی میان احتمالات تمایز قائل می شوند. امری که کاملا دست نیافتنی است.

به علاوه تئوری چشم انداز دارای یک پیشینه بدیهی است و با بسیاری از تئوری های دیگر در این زمینه مقایسه شده است همچنین با نظریه مطلوبیت انتظاری و با استفاده از روش های پیچیده اقتصاد سنجی بر روی هزاران مشاهده تجربی ازمایش شده است)( Cammerer 1995).تئوری چشم انداز توسط کاهنمن و تورسکی در معادله ای که در سال 1979ارائه کرده بودند، به طور مفید و یا حداقل امیدوار کننده ای اثبات شده است. جالب اینجاست که این مقاله به عنوان یکی از مقالات دارای بیشترین ارجاع در میان کلیه مطالب منتشر شده در نشریه معتبر اکونومتریا مطرح است.

یک نگرانی رایج در میان اقتصاددانانی که نسبت به اقتصاد رفتاری شکاک هستند، این است که این نظریه، برای آنکه به عنوان پایه یک تئوری اقتصادی به کار برده شود تا اندازه ای غیررسمی و غیرمتشکل است. ما این نگرانی ها را بصورت جدی مدنظر قرار می دهیم، به این دلیل که هدف بحث اقتصاد رفتاری در حقیقت، یافتن قواعد خلاصه شده ای است که بتواند داده های میدانی را تشریح کند. اما تصورمان بر این است که تحقیقات بیشتر در این زمینه اشتباه بودن این پیش بینی شکاکانه را به اثبات برساند. در حقیقت، پژوهش های اخیر در این زمینه، نظریاتی را ارائه کرده است که علاوه بر ادعای برخوردار بودن از یک ساختار قراردادی و ایجاز منطقی، داوطلب جایگزینی تئوری های مرسوم و متعارف در هفت زمینه مهم و اساسی هستند. این هفت زمینه عبارتند از:

1-حداکثرسازی مطلوبیت می‌تواند بوسیله نظریه «رحجان وابسته به مرجع» Refrence – dependent) preference) (که بیان می کند که علیرغم وجود رجحان، مردم نسبت به مصرف جاری و یا نقاط مبنای دیگر، حساس هستند) و همچنین نظریه «ساختار رجحان» جایگزین شود.


2-نظریه مطلوبیت انتظاری می‌تواند جای خود را به نظریه چشم‌انداز بدهد.


3-نظریه مطلوبیت انتظاری ذهنی (احتمالات شخصی بوسیله قضاوت‌های ذهنی شکل می گیرند، نه اینکه از شواهد عینی مشتق شده باشد) می تواند بوسیله تئوریهای احتمالات ناهم جمع جایگزین شود.


4-مطلوبیت نزولی بوسیله هذلولی‌های نزولی جایگزین می‌شود، که در آن نرخ‌های تنزیل بسیار کوتاه‌مدت ، بسیار بیشتر از نرخ‌های تنزیل آینده هستند. که این امر منعکس کننده‌ی بی صبری های موقتی و یا اقدامات آنی و پر نوسان است.


5-نظریه بیزین می‌تواند با «تئوری پشتیبانی» و یا نحوه شکل گیری و انطباق ادراکات ذهنی همانند «در دسترس بودن»(که بیان می کند بر قابل دسترس بودن و سریع بودن حصول اطلاعات تاکید بیش از حدی شده است) و همچنین «معرف بودن» (نظریاتی که بوسیله شواهد تجربی حمایت می شوند، صحیح هستند) جایگزین شود.


6-نظریه نفع شخصی می‌تواند بوسیله نظریه رجحان اجتماعی جایگزین شود (Robin 1993).


7-نظریه‌های مبتنی بر کنش های تعادلی می‌تواند بوسیله نظریه‌های یادگیری انطباقی، جایگزین و یا تعدیل شود (Commere and Ho; 1999).


این هفت مورد تقریباً مهمترین ابزارهایی هستند که اقتصاددانان برای مدل‌سازی رفتارهای فردی مورد استفاده قرار می‌دهند. در هر مورد، تئوری جایگزین، اساساً همراه با پشتیبانی دامنه وسیعی از داده‌های تجربی ارائه شده است. تعدادی از این نظریات، رسمی‌تر و شناخته‌تر از بقیه هستند. هذلولی‌های نزولی و نظریه چشم‌انداز بهترین نمونه ها از مشهورترین این نظریات هستند و در عین حال، به نظر می رسد که جایگزین‌های نظریه بیزین و نظریه رجحان ساختار، کارآیی بهتری خواهند داشت.


با این حال به نظر می‌رسد مشکل اصلی مسئله زمان است. این امر قبل از اثبات مفید بودن این ابزارها در زمینه توضیح و پیش بینی پدیده‌های میدانی و پیدا کردن سرنخ این نظریات در کتاب‌ها و متون اقتصادی است. به عنوان مثال ثابت شده است که نظریه چشم‌انداز، صلاحیت توضیح ده‌ها پدیده مختلف که تحت پوشش داده‌های میدانی هستند، از استثنائات قیمت‌گذاری بازار سهام گرفته تا عرصه نیروی کار نزولی و کشش قیمت نامتقارن ‌را دارا است. یک پیش بینی بلندمدت خوش‌بینانه این است که ما در آینده‌ای نزدیک از این رویکرد جاری که در اقتصاد وجود دارد، پیشمان خواهیم شد و نسبت به فرض هایی چون، نزولی بودن نمایی، نفع شخصی ، و یا تعادل،صرفا به عنوان یک مثال مشخص از نظریات عمومی‌تر، که برای انجام ساده سازی در برخی مدل‌سازی‌ها مناسب است، با دیده احترام خواهیم نگریست. با این حال هنوز هم تنها تعداد اندکی از اقتصاددانان جرأت این را دارند که خود را اقتصاددان رفتاری بنامند. نسل اول آنها توسط ریچارد تالر( Richard Thaler) رهبری می‌شدند که به همراه کاهنمن در پروژه‌های زیادی همکاری داشته ‌است. و همچنین در سطح قابل‌توجهی از مسائل اصلی اقتصادی شامل: عکس‌العمل معرف کننده نسبت به تغییرات قیمت، رفتار پس انداز ـ مصرف، و بازار سهام، کارهای بسیاری انجام داده است. (کاهنمن همراه با شفر و درازن پرلی، مهمترین روانشناسانی هستند که در زمینه اقتصاد رفتاری‌ با او همکاری داشته‌اند).


نسل بعد از تالر که به وضوح تحت تاثیر عقاید او بودند، شامل خود من،لیندا بوبکوک(Linda Bobcock)، کاترین اکل(Catherine Eckle)، بروج لونستین(Beroge Loewnstein)، و ماتیو رابین(Mathew Robin) هستند.


من کسانی را به عنوان اقتصاددان رفتاری‌ معرفی کرده‌ام که از الهامات مستقیم روانشناسی برای فرضیه‌سازی استفاده می‌کنند. دیگران که درباره عقلانیت تحقیق کرده‌اند و روش‌های جدیدی را ارائه کرده‌اند، معمولاً بهره مستقیم کمتری از روانشناسی برده‌اند. کسانی همچون جورج آکرلف(George Akerlof)، باب ارانیک(Bob Irank) و باب شیلر(Bob Shiller) . اقتصاددانان بسیار دیگری همچنین کارهای تحقیقاتی را انجام داده‌اند که در دامنه تعاریف بالا قرار می‌گیرند. این کارها در هنگام انتخاب فروض نسبت به واقعیات روانشناسی حساس بوده‌اند و آنها را مدنظر قرار داده‌اند. از برجسته‌ترین آنها، بسیاری از اقتصاددانان زن همچون شری بال، راشل کروسن، الیزابت هافمن، راشل کرانتن، آنامریا لوزاردی، و لیزا وسترلند را می توان نام برد.


براستی که تحقیقات جالب جدید بسیاری می‌توانند تحت این عنوان یعنی اقتصاد رفتاری‌ قرار بگیرند. این یک هدف دقیق و مشخص است. هدف، خلق یک روش یا رشته جداگانه نیست بلکه وارد کردن اصول روانشناسی بیشتر در فرضیه‌سازی اقتصادی(فرضیه سازی که تکیه بیشتری بر فروضی همانند محاسبات مطلق و بی اندازه، تصمیمات جدی، و نفع شخصی برای یک دوره بلندمدت دارند.) است.



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۱/۱۴
مهدی فاضل

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی